۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه

24 آذر 1390

این هم یه 24 آذر دیگه!


امروز، 23 آذر 1390!!! یعنی آخر 29 سال زندگی از دست رفته،
و
فردا، 24 آذر 1390 !!! یعنی شروع 30 امین سال زندگیم!


خدایا سپاسگزارم:
به خاطر هر چیزی که به من دادی،
خواهی داد،
و یا خواهی گرفت!


خدایا شرمنده ام:
به خاطر آن چیزی که از دست دادم، چون لیاقتش را نداشتم!


کمکم کن!
دستم بگیر!


در این واپسین لحظه های 29 سال زندگی، سالی جدید، عمری تازه، روزگاری پر برکت، و البته با تو آرزو میکنم!


خدایا:
همسرم و فرزندم را از من راضی نگاهدار، همانگونه که تو ازمن راضی خواهی بود.


چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب وصل که این تازه براتم دادند.
ان شاءلله

قدیما ... الانآآآ ...

قدیما می گفتند:
"حلال محمد تا ابد حلال و حرام محمد تا ابد حرام"!
پس چی میشه چیزی،امروز واسه من حرامه و فردا واسه تو حلال؟
تنهایی اگه جرمه، واسه هردومون جرمه، چه یک بار در سال باشه یا چند بار!
فراموش نکن که من هم کنارت بودم!
بدون اینکه تو بخوای!
یا منو ببینی!

۱۳۹۰ آذر ۱۳, یکشنبه

موبلاگ 1

می دونی بدبختی کی بسراغت می یاد؟

دقیقا همون لحظه ای که فکر می کنی در اوج خوشبختی هستی!

فاجعه زمانی نیست که من کاری رو اشتباه انجام می دم، وقتی تو هم همون اشتباه رو مرتکب میشی، فاجعه اتفاق می افته!
وقتی بار اول اشتباهی رو مرتکب می شی، و بعد فبول می کنی که اشتباه کردی، و یا اشتباه دیگران رو به گردن می گیری، داری اشتباه بزرگترت رو تکرار می کنی!
وقتی یه بار در زندگیت کوتاه می یای، وقتی از اون چیزی که در گوشت پوستت می گذری، باید بدونی که تا زمانی که زنده هستی باید سرت رو خم کنی و از هر چیزی که طرف مقابلت بخواد، بگذری!


روزگاریه عاشقیت!